تبليغاتX
Mr.Lover's Weblog
به نام تك خداي آسمانها

  


من یاد چشم هایت را روی دیوار مقابل پنجره اتاقم نقاشی کردم و حال...، هر گاه که باران می آید آسمان چشم های تو نیز خیس می شود... ببخشایم نازنین...

.:l:. مرگ 4

بالاخره امشب فرا رسيد..

شب تو..
شب من..

امشب قرار بود شب "ما" بشود..

اما نشد..

شد:
شب تو..
شب من..

ببين بين دو واژه من و تو چقدر فاصله شد..

2شبانه روز است گريه نکردم..

شايد چون در اين دو روز تو خنداني..

شايد آنقدر شدت غم زياد است که اشک چشمم به مات زدگي چشمم تبديل شده است..

امشب شب سکوت من است..

شب هلهله تمامي فرشتگان..

امشب مرا به عرش و مقام تو راهي نيست..

امشب تو زیبا ترین فرشته عرش خدایی..

امشب شب آغاز زندگي تو، شب آغاز مردگي من..

امشب نیز همچو دیشب خواهم آمد خدا کند چشمانم طاقت ديدن نور خورشيد را داشته باشند....!!

همه تن و جسم و فکر و روحم امشب شده است سکوت..

سخت ترين شب زندگيم..!

شب تو ..
بي من ..!

پ.ن.1: غم.! (غیر قابل توصیف)
پ.ن.2: شادی.! (خدا کند تو باشی)
پ.ن.3: مـــــرگ.! (خدایا این آخرین آرزومه.! تورا به بی بی فاطمه امشب این آرزوم رو بده)
پ.ن.4: امروز ۲سال و  1۴۷مين روز.(ساعت ۶ عصر. سه شنبه ۲۷ اسفند۸۷) 
پ.ن.5: دوستت دارم (تا بی نهایتی که در وصف نگنجد). محرم @};-


نوشته شده توسط: Mr.Lover ؛ در تاريخ: سه شنبه 27 اسفند1387 ؛ ساعت: 18:47 |