
|
|
خدايي که تو را داد، خدايي که تو را نداد..
نازنين، مهربان، معبودِ من...
روسياه تر از هر روزم...
آمدم تا اگر خاک پايت بدانيم، يک روزِِ ديگر به روزهاي بدهکاريم به تو اضافه کنم...
پ.ن.۱: هرچه حرفهايم بيشتر ميشود سکوتم سنگين تر.
پ.ن.۲: اين روزها فرقم با ديوانه هاي کوچه و بازار فقط ظاهرم است، بخاطر گناهانم. معبودم مرا ببخش.
پ.ن.۳: امروز ۲سال و ۲۹۰مين روز.
پ.ن.۴: دوستت دارم . محرم @};- ![]()
چون نميتونم حرفم رو بزنم..
ديگه هيچ کجاي اين دنيا نيست که بتونم حرف بزنم..
هيچ کجا، هيچ کجا، هيچ کجا..
حتي سجاده نماز هم..
پ.ن.۱: امروز بعد از مدتها اونقدر گريه کردم تا اشکم تموم شد، چه لذتي..
پ.ن.۲: خيلي نامرديه که حرف بزنم و عذابت بدم..
پ.ن.۳: قسم خوردم چراغ اينجارو هميشه به عشق تو روشن نگه دارم و نگه ميدارم، اما ديگه از اين به بعد اينجا نوشتنم رو عوض ميکنم..!!
پ.ن.۴: امروز ۲سال و ۲۷۷مين روز.
پ.ن.۵: دوستت دارم . محرم @};- ![]()
امشب بعد مدتها گریه کردم..اونم خیلی کم..
آخه دیگه لیاقتِ گریه کردن واستو هم ندارم...
------
این متن رو ادامه دادم خیلی چیزا نوشتم اما نتونستم بذارمش پاکش کردم و به گریه کردنم ادامه دادم..
------
همون چیزی ننویسم بهتره، فقط همینو بگم که امشب بد جوری هواتو دارم..بد جور..
دلم میخواد امشب اونقدر طولانی بشه تا همه روزهای زندگیم توی امشب تموم بشه و بمیرم..
همین.
پ.ن.۱: حالم از گناهکار بودن خودم بهم میخوره.
پ.ن.۲: امشب ازون شبایی شد که جز تو هیچکس درمونم نبود، توهم که ۲سال ۲۷۷ روزه که نیستی، امشب هم بی درمون موندم.
پ.ن.۳: خداکنه امشبو بتونم فقط به اندازه یک دونه ارزن، از لیاقتی که برا گریه کردن داری، برات گریه کنم.
پ.ن.۴: امروز ۲سال و ۲۷۷مين روز.
پ.ن.۵: دوستت دارم . محرم @};- ![]()
