تبليغاتX
Mr.Lover's Weblog
به نام تك خداي آسمانها

  


من یاد چشم هایت را روی دیوار مقابل پنجره اتاقم نقاشی کردم و حال...، هر گاه که باران می آید آسمان چشم های تو نیز خیس می شود... ببخشایم نازنین...

ديگه حوصله شنيدن حرفاشو نداشتم .....

احساس ميكردم همه حرفاش مسخرن....

هيچي بهش نگفتم ....

شروع كرد به حرف زدن .....

من فقط گوش ميدادم .....

*هيچ وقت فكر نميكردم به اينجا برسم ....

*من راهم چيز ديگه اي بود ...

*مقصدم ناكجا آباد ديگه اي بود ....

*تو اوج تنهايي با همه بودم ....

*تو اوج باهم بودن، تنها بودم .....

*قدرت رو هيچ وقت احساس نكردم....

*شايد آرزوم قدرت نبود ولي تلاشم، فرار از ذلالت بود .....

*با هم بودن رو هميشه داشتم، ولي هيچ وقت احساسش نكردم .....

*هميشه آرزوم يه ‹ تو › ، در كنارم بودن ، بود ....

*اميد رو بيشتر از واقعيت در خودم شكوفا ميكردم ....

*ميخواستم به امروز نرسم ....

*ميخواستم ديروز و امروزم يكي نباشه ....

*ميخواستم وقتي حرف ميزنم همه بفهمن چي ميگم .....

*ميخواستم حداقل انگشتام بيشتر از زبونم قدرتشونو نشون بدن .....

*هيچ وقت نشد .....

*شايد تو هم ديگه آخرين نفري باشي كه براش درد و دل ميكنم ....

*نميدونم شايد فردا هم دوباره خر شدم و به جاي تو گول يه نفر ديگه رو خوردم.....

">*روزي گنجينه اسرار اين و اون بودم ، به هركي اينو گفتم باور نكرده ....

*ولي امروز هيچكي حاظر به نگه داشتن گنجينه من نيست ....

*روزي به انتظار قدرت آيندم نفس ميكشيدم ....

*امروز آينده ديروزيه كه منتظرش بودم اما ميبيني كه .. هيچ ....

*ولي ديگه نميخوام منتظر فردا باشم .....

*هرچي شنا كردم كه شايد به جهت جريان روزگار اسير نشم ، فايده نداشت ...

*حالا هم ديگه نميخوام بيش از اين خودمو عذاب بدم ....

*بهتره به جاي تلاش بي ثمر، رو امواج روزگار آروم بخوابم، هرچه بادا باد ......

نگاه پر از شكستي بهم كرد و گفت :

*منتظر خسته شدن تو هم از درد و دلام هستم .....

*پس هر وقت تحملت تموم شد فقط بگو ، آخرين همدم من ميتونه يه سنگ زيبا باشه كه تا آخر عمر فقط گوش ميده و اصلا هم ازم خسته نميشه ....

بعد ....

خيلي آروم از كنارم بلند شد و راهشو كشيد و رفت .....

حتي نتونستم رفتنشو دنبال كنم از چشم براش گريه ميكردم ....

ولي تو دلم يه فرياد زدمو بهش گفتم ::

خيلي خري ، كاش يه كم فكر ميكردي............!!!


نوشته شده توسط: Mr.Lover ؛ در تاريخ: دوشنبه 30 خرداد1384 ؛ ساعت: 20:32 |