تبليغاتX
Mr.Lover's Weblog
به نام تك خداي آسمانها

  


من یاد چشم هایت را روی دیوار مقابل پنجره اتاقم نقاشی کردم و حال...، هر گاه که باران می آید آسمان چشم های تو نیز خیس می شود... ببخشایم نازنین...

يادداشتهاي سايت
اهداي جوايز به بلاگرهاي سال دزفول نت.(13/08/2004)
23 وبلاگ از ميان وبلاگها به عنوان وبلاگهاي برتر سال و از بين آنها 3 وبلاگ به عنوان برترين وبلاگهاي سال انتخاب شده اند. معيار انتخاب اين 23 وبلاگ، مداوم بودن در وبلاگ نويس?، پر محتوا بودن مطالب و زيبايي در نوشتن بوده است. به هر ي? از برترين 3 بلاگر سال، 50 ساعت و به ساير 20 بلاگر برتر سال هر ي? 20 ساعت زمان اهداء شد.
برترين بلاگرهاي سال

مقام اول Aftaby وقـايع التفـاقيه
مقام دوم niko كـاغذ بي خـط
مقام سوم flower سكوت رساترين فرياد


خوب دوستان نظرتون چيه ؟؟؟؟؟
اينم 3 بلاگر برتر ما ........
آيا واقعا شما ها اين 3 بلاگر رو بلاگراي برتر ميدونين ؟؟؟
آيا ترتيب اين انتخاب درسته ؟؟؟؟!!!
آيا مقام اولي واسه مثلا وبلاگ وقايع التفاقيه يه كمكي كم نبود ؟؟؟؟؟؟
مخصوصا با اون مطالب بسيار جالب و اون قلم قدرتمندش يا اون طرح وبلاگش كه خودش ساخته !!!! چرا اول شده .... ؟
بابا ميزاشتينش به جاي وب مستر ............ يه 100 ساعت هم بهش ميدادين
يا مثلا مقام دومي واسه وبلاگ كاغذ بي خط يه كم زيادش نبود ؟؟؟؟؟
نه يهو بگيد كه نيكو اصلا همش شرور نوشته وبلاگش هم كه اصلا قشنگ نيست به هيچ بلاگري هم كه كمك نميكنه...... درسته ؟
بي انسافا نيكو كه ميبايستي اولين انتخاب بشه ....... واقعا كه.....
يا مثلا وبلاگ سكوت رساترين فرياد چرا سوم شده ....... ؟؟؟((مشكوك ميزنه ))
خلاصه اين از 3 نفر اول بلاگر ، كه به نظر من اصلا و خوب انتخاب نشدن...
آيا واقعا قلم هيچ وبلاگي قدرتمند تر از وبلاگ وقايع التفاقيه نبود..... ؟
آيا واقعا طرح هيچ وبلاگي زيبا تر از وقايع التفاقيه نبود ؟؟؟ (حد اقل حاصل دسترنج خودش نبود)
و آيا آيا هاي ديگري كه كي ميخواد به اينا جواب بده ..... ؟؟؟؟
در اولين انتخاب حق 2 نفر به جاي نفرات اول و سوم ضايع شده .....
و حق نفر دوم به جاي نفر اول ضايع شده.......
((((البته شرمنده كه اينا رو ميگم))))
ساير بلاگرهاي برتر سال به ترتيب حروف الفبا

afarinesh اي مسيح يك شب به ويرانه اشك ما بيا
aftab تلنگر
ahoora حقيقت هر چند اندوهناك
alavi نمــــاي نزديــك
alia ايزدان
angela شيرين بلاگ
angelena صفحات زندگـــــــــــــي يه آدم
ashil آشيل
behrouzb غرقه در راز...
eag بت خاكستري
enrique به من ميگن نيما
hamed يادداشت‌هاي جواني
hojjat تنها ترين ره گذر
hoo110 خرابات
lover كهــرباي عشـــق
mehdi66 حرف هاي خواندن
where do you go my lovely reza1365
rezaei مرا ياراي بودن نيست ، تو ياري كن مرا اي يار
smart اشك نهان
yousef آگهي هاي معني دار
البته در ابن انتخاب كه نميشه زياد دست ببرم چون اگه بخوام بعضي هارو كه واقعا ميدونم جز اين نفرات بهتر نيستند ولي اسمشون تو اين ليست است بگم كه اصلا همه چيز به هم ميريزه....
و يا دوستاني كه حقشون بود ولي اسمشون رو ننوشتن........((البته اين مورد كمتر است ))
و حالا در مورد قسمت بعد ....
7 بلاگر كه تعداد مطالب آنها در سال به مراتب كم ولي از نظر زيبايي و محتوا با ارزش بوده انتخاب و به هر ي? 10 ساعت زمان اهداء شد.

afrooz آواي حور
beauti اكسير
misagh باغ كوچيك زندگي من
police110 تعقيب و گريز
popmusic موسيقي پاپ
siavash مبادا خويشتن، جا گذاريم:::::::::: امام خويش را تنها گذاريم
vahid ستون قلم
آخه اينجا هم يه كم جور در نمياد .......
باز ميگم شرمنده كه اسم ميبرم ولي......
مثلا اين وبلاگ تعقيب و گريز ........
آخه مگه ايشون چي نوشته ........
يه قل آپي كرده شده جز 7 بلاگر كه مطالب پر محتوا مينويسن.....
يا مثلا وبلاگ خانوم.............!!!!!!!!!!!!!!!!
هالا هيچي ولش كن..... اسم نميبرم.....
بخوام اينجور ادامه بدم كه سرم به باد رفته......
ولي به هر حال اگه براي انتخاب بهترين بلاگر مخصوصا 3 نفر اول يه تجديد نظري بشه خيلي باحال تره.....
اگه هم قابل تغيير نيست كه اون يه بحث ديگس...
ولي بايد اين در سال هاي آينده براي ما تجربه بشه و ديگه وبلاگ هاي در پيتي نشن اولين وبلاگ و بهترين وبلاگ دزفول.نت ......
آخه وقايع التفاقيه ....... اولين؟! .... بهترين؟! ..... نه ...... اين واقعا بي انسافيه.......
بعد از اين همه حرف هم اينو بگم كه من اصلا به نظر داوران بي احترامي نكردم..
خوب داوران هم آدم هستند و آدما هم ممكنه كه اشتباه كنند.....
و اين بار اين داوران بودند كه اشتباه كردند......
با تشكر از همه داوران و عزيزان همكار با دزفول.نت.....
و با عرض تبريك به بلاگراي خوب و دوست داشتني.........
خدانگهدار همتون ........


نوشته شده توسط: Mr.Lover ؛ در تاريخ: جمعه 23 مرداد1383 ؛ ساعت: 15:42 |



                                                                             

حالا چي ميگي .....؟؟؟؟؟!!

هنوز ميگي آره ؟.......

يادته ؟ يادته بهت ميگفتم بالاخره سرت به سنگ ميخوره ؟؟؟؟

از من اسرار بود و از تو انكار ...........

حالا ديدي ، ديدي بالاخره چي شد ..........

آره ، من هميشه بهت ميگفتم عشق خوبه ...... !!!!

ولي.........

مگه نگفتم عشق دروغي هم هست ......؟؟

مگه نگفتم گول عشقاي دروغ و نخور .......

مگه نگفتم عشق ميتونه خطرناك ترين باشه ؟؟؟؟؟؟

آره عشق ....... عشق.....اصلا ميدوني چيه ؟؟

بدتر از عشق رو خدا نآفريده ........

عشق واسه آدمايي مثل تو ، كه فكر ميكنن يه بازيه ، بدترين چيزه ......

حالا هم ديگه برو ......

برو گم شو ........

برو خودتو دلتو ، آره همون دلي كه فكر ميكردي عاشقه ......

برو يه جايي گم و گورش كن .......

برات خيلي متاسفم ديگه الان هيچ كاري نميتونم واست بكنم .......

دلي كه يه بار اسير عشق دروغي بشه ديگه .........

ديگه .........

ديگه فكر نكنم يه بار ديگه بتونه عاشق حقيقي بشه .........

نميدونم چي بهت بگم.......

به خدا ، به همون خداي عشق ديگه نميدونم چي بهت بگم ........

آخرين حرفي هم كه ميتونم واست بگم اينه :

خيلي برات متاسفم منتظر عذابهاي بدتر از اين هم باش.......

عذاب يه عشق دروغ!!!!!


نوشته شده توسط: Mr.Lover ؛ در تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد1383 ؛ ساعت: 15:17 |



                                                                             

آن روز را هنوز به خاطر دارم.........

يادم هست......اما او ...... يادش نيست.......

در سرماي آن زمستان.........

آخرين دانه هاي محبتش را داد و آرام ، آرام سخن پريدن مرا به ميان آورد....

از گرفتن آن خورده دانه ها نيز حذر كردم.............مجبور بودم......

ديگر همه چيز تمام شده بود.......و من ......

راهي جز رفتن نداشتم......

نگاهي سرد به دانه هاي محبت كردم و نگاهي سردتر به او.........

سرما ، بدنم را با تيغش نوازش ميكرد........ و من..

راهي جز پذيرفتن تيغ نداشتم........

چشمانش را بست و مرا به رفتن دعوت كرد.....

ديگر هيچ برايم نمانده بود ......

جز دو بال براي پريدن و گريختن.......

قطره اشكي بر دستش ريختم و آرام پر كشيدم و...........رفتم....

روزهاست كه ميروم.........اين راه بي پايان را.............

آيا روزي او را دوباره خواهم ديد ....‌؟؟؟؟؟



نوشته شده توسط: Mr.Lover ؛ در تاريخ: جمعه 9 مرداد1383 ؛ ساعت: 14:11 |



                                                                             

 آه اي خداي من.......

منم من .......، ميشناسي ؟؟؟؟

آره ميدونم ميشناسي......ميدونم از همه چيز خبر داري....

آخه تو خدايي......!

راستي خدا جون ...... از <b>من</b> چه خبر ؟!!!!

ميگن خداي آدما هر وقت از بندش نا اميد ميشه اونو به حال خودش رها ميكنه ..

راست ميگن........؟

ميدونم....به خودت قسم ميدونم......ميدونم خطا كارم....

ولي خوب چيكار كنم....منم و يه كوله بار گناه و سياه رويي

آره ميدونم.....تو منو فراموش نكردي....اين منم كه تو رو از ياد بردم...

اگه تو منو فراموش كردي بودي كه الان اصلا مني نبود......

وجودي نبود....اگه تو ....واي خدا نــــــة.......

اگه يه لحظه حتي يه لحظه بخوايي منو رها كني ....

واي به روزگارم....

خدا جون ديدي وقتي همه ميخوان باهات حرف بزنن ميرن 2 ركعت نماز بخونن؟؟

نمي دونم چرا.....ولي نماز خوندن هم از يادم رفته......

انگار خيلي ازت دور شدم.....

اصلا تو ركعت اول چي ميخونديم......بسم الرحمن رحـ............

يادم نيست ..... يادم نيست......!!!

آدما هر وقت كه ديگه همه چيزشونو از دست ميدن....وقتي همه تنها شون ميزارن.....
اون وقته كه به ياد تو ميوفتن....اون وقته كه يادشون مياد انگار خدايي هم هست...

ميدونم خوب منظورمو فهميدي....

آره....درسته....

امروز من همون طور هستم.......

از همه جا رونده.....حالا كه همه رهام كردن.....حالا كه همه تنهام گذاشتن.....

حالا يادم اومده خدايي هم هست.....

حالا اومدم كه باهات حرف بزنم.....

حالا اومدم كه نماز خوندنو ياد بگيرم.....ميخوام اين بار خودت يادم بدي...

ميخوام اين بار ديگه فراموشت نكنم....

ميخوام اين بار اگه حتي همه فراموشم كردن ..........

به اين اميد باشم كه تو ، خداي من، هيچ وقت فراموشم نميكني......

هميشه ميدوني كه من ِ بنده ،حتي اگه تو رو يادم نيست ....!!ولي فقط به عشق وجودي تو نفس ميكشم.!!

تا حالا اين جمه رو به هيچكي نگفته بودم :: ((خدا جون خيلي دوست دارم))

//////كجايي تا شوم من چاكرت ***** چارقت دوزم كنم شانه سرت\\\\\\

بنده حقير و عاشقت.......(Mr.Lover)


نوشته شده توسط: Mr.Lover ؛ در تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد1383 ؛ ساعت: 21:42 |