
|
|
آره همتون...حتي به اونايي كه با حرفاشون مجبورم كردن اين مطلب و بنويسم...
لطفا ، خواهشا ، التماسا ، يا اين مطلب رو نخونيد يا اگه خوندي تا آخرش بخون...
هرچي هيچي نميگم هي شماها بيشتر و بيشتر ..............
يكي مياد ميگه من دزدم.....
يكي مياد ميگه من ((البته خيلي شرمنده روم به ديوار شرمنده)) دختر بازم..!!!
اون يكي مياد ID ياهومو هك ميكنه....
خلاصه انگار ما تو اين ديار و سرا آسايش نداريم....
حالا ميخوام واستون بگم :::،،،،،
اول به اونايي كه ميگن من دزدم و موزيك پليري وبلاگم رو كه من خودم 1 هفته روش كار كردم از قالب نيكو جون دزديم.. ببين دوست عزيز من اين موزيك پلير رو به يه شكل ساده تر رو يه سايت ايراني ديدم و البته با 8 ، 7 موزيك ساده......
ازش خوشم اومد و يه روز اين نظريه رو به نيكو دادم كه ميشه اين كار رو انجام داد يا نه....؟؟؟؟
و از اونجايي كه ما همه ميدونيم كه نيكو داراي HTML نويسي خيلي قوي و جاوا نويس قابلي هستن..ايشون اين طرح رو به اين حالت فعلي كه تو وبلاگشون ميبينيد تبديل كردن ولي از اونجايي كه من خيلي ساده و مبتدي رو اين طرح كار كردم تونستم اين موزيك پلير به همين حالت فعلي تبديل كنم........
و تنها كاري كه تونستم برا جالب تر شدن اين موزيك پلير انجام بدم تعداد اين موزيك هاست كه تا حالا تونستم اونهارو به 188 تا برسونم...
حتي بعضي از اونا بي نام هستند((از اونجايي كه من بدون نام اينهارو دريافت كردم))
خلاصه پس اگه كمي دقت كنيد ميبينيد كه من و نيكو كاملا مجزا كار كرديم
حتي اگه HTML سرت بشه ميبيني كه طرح من مبتدي ولي نيكو حرفه اي....
پس نميشه من اين رو از نيكو برده باشم وگرنه طرح من هم حرفه اي بود
تازه اگه من اين طرح رو از اون دزديده بودم ايشون خودشون اولين نفر فريادش به هوا بود...
از اين مهمتر كه من اين طرح رو به دليل ساده تر بودن زودتر از نيكو وارد وبلاگم كردم...
پس ميبينيد كه حرفي كاملا كذب و دروغ است....
حتي بعضي از بروبچز فكر ميكنن اين وبلاگ رو نيكو برام طراحي كرده...
كه بايد بگم در اشتباه هستن اين وبلاگ رو كاملا خودم طراحي كردم.......
--------------------------------------------------------------------------------------
حالا در مورد اين موضوع ((روم به ديوار دختر بازي)) آخه بي معرفتا من كه تا حالا حتي با 1 پسر از دزفول.نت هم رفت و شد نكردم چطور طرف دخترا رفته باشم..؟؟؟
اصلا مگه خبر نداريد كه من از وقتي وارد جمع بلاگر ها شدم :::::::
شخصيتم رو كاملا مخفي نگه داشتم .......................
حتي خيلي از دوستان خواستن منو ببينن ولي من خودمو نشون ندادم...
حتي تا حالا تو هيچ ميتينگي حضور نداشتم....
اگه خودمو معرفي كنم شايد چند نفري از بلاگرا منو كاملا بشناسن ولي باز با هيچ كس رابطه برقرار نكردم...
حالا چه برسه كه من بخوام تو دزفول.نت دختر بازي كنم......
مگه كلم خرابه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پول اينترنت رو بدم بيام دختر بازي ؟؟؟
اونقدر تو خيابونا فراوونه كه احتياجي به اين كار نيست(((تو خيابونا مفتي ولووه))
خلاصه اگه يه خواهر از اين بروبچ بياد بگه كه من اين كاروو كردم ((البته با نام)) من حاضرم درب اينجارو تخته كنم.....
البته اگه از اينجا برم سعي ميكنم يه چند نفري رو هم با خودم ببرم !!!!!!!!!!!!!!!!
و حالا در مورد هك.......
اصلا ID ياهو من هك شد كسي متوجه شد......
نه.....
حتي اگه براكسي از طرف من پيام بد رفته هم نميدونم....
البته الان دوباره به دستش آوردم
ولي خلاصه در مجموع بگم :::::: من هي سعي ميكنم آروم و بي سرو صدا باشم خوب نميزارين..............
حالا هم در آخر دوباره بگم من نه دزدم نه دختر باز .... هك هم شدم....
خدايا از دست اين تهمت ها من دارم ديوانه ............................
حالا هم نيكو جون به خاطر اينكه ثابت كنن من پلير ايشون رو ندزديدم لطف كردن و كليد ((موسيقي پيشنهادي ))) رو دادن كه همه بدونن اگه من دزد بودم خود نيكو زبون داشت اعتراض كنه و هم اينكه موزيك هاي ما بلااستفاده نمونه .......
و گرنه حالا هم كليد رو به من نميدادن....درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از اينكه تا آخرش رو خوندي مرسي....
اگه هم اومدي آخرشو ميخوني ميگم نه خواهشا برو از ابتدا بخون.......
خواهشا برو كلاس هم نذار نگو وقتم ميگيره
دوست دار همه شما حتي اونا كه .......
Mr.Lover هميشه مخفي..!!!!!!
وقتي داريوش ميخونه :
ضيافت هاي عاشق را**خوشا بخشش...... خوشا پيدا شدن در عشق***براي گم شدن دريا ........................
وقتي نيست ، وقتي نميشه ، چيكار كنم ؟ :-/
اين نطقه بند اومده هرچي هم بهش آبليمو ميديم فايده نداره كه نداره..... :((
سر جمع بگم اين روزا نميدونم چرا همه چيز باعث غيبت ما شده.....
اول كه گفتن : قضيه همون نطقه :p
بعدش هم : اين چند روزه بازار دلار يه كم ريال بود :D !!!!!! خلاصه نشد....
حالا هم از بيكاري گفتيم يه آپيدمي بزنيم ، بروبچ و شاد كرده باشيم....
حالا قضه همين دلار رو ميخوام واستون بگم:
ديروز بعد از رسوندن اهالي منزل به مقصدشون ،
اومديم خونه تا يه كم بشينيم و طبق اين چند روز اخير به صورت offline يه سري به وبلاگ هاي دوستان بزنيم.!
با جيبي خالي ، لبي دالي ، و اشكي جاري از اكونتي خالي !!!!!!
رسيديم در خونه ...... پياده شدم اومدم كه درو باز كنم ديدم :
دم در خونه :::،،،،،
إإإإإإإإ....واي خدا 1000 تومن........
نون اَمروزه......خدا چيكار كنم.......؟؟
يه هزاري چرب كه به جاي عكس خميني ، عكس يكي ديگه داشت توش چشمك ميزد....!!
يه نگا به جيبم ! يه نگا به هزاري ، و تو ذهنم يه نيگا به پنجره Connected to dezfoul

هي ميرفتم كه برم........
هي يه چيزي ميگفت : نه
خلاصه بعد كلي دعوا و بزن بزن با خودم..........
خوب ديدم فايده نداره بايد يه تكوني بخوريم !!!
خوب به من چه ميخواست پولشو نمينداخت...!!!!
هزاري گذاشتم تو جيبم ...!!!! واي خداي من چقدر چرب بود
به طرف مخفي گاه.....
يه 5 ساعتي شارژيد........
اومدم خونه مستقيم بي هيچ بي راه اي به طرف سيستم....
ONLINE
1 ساعتي گذشت بروبچز اومدن خونه......
مامانه صدام كرد : الان كه رفتم بيرون يه هزاري از تو كيفم گم شده !!!
تو نديديش ........... تو ماشين نيوفتاده ؟؟؟؟
واي خدا.....آشنا در اومد..........!!!!
خوب منم ديدم فايده نداره در حال ارتكاب جرم دستگير شدم ONLINE
همه چيزو لو دادم......اي ترسو....
خلاصه مامانه هم دلش به حال ما سوختو يه هزاري ديگه دادو گفت :
بيا اينم 5 ساعت ديگه........
خلاصه اينجوريا شد كه ماهم on شديم.......
نتيجه گيري :::.. هر وقت رو زمين پول ديديد مخصوصا درب خونه خودتون اون رو در راه خير استفاده كنيد.!
(درفول.نت)
باشد كه صاحبش يكي ديگه بهتون ميده :)) :)) :))
شايد هم قپي از اونا رو بهتون بده.......
بشمار 6.5.4.3.2.1........... :)) :))

ديروز غروب باز به ياد تو رفتم همون جاي قديمي.....
يادته..؟
همون صفه کنار رودخونه.....همون محل قرارمون....هيچ وقت يادم نميره....
هر روز غروب اونجا محل ديدارمون بود .....
ديگه انگار اون صفه هم بهمون عادت کرده بود.....
ديروز دوباره رفته بودم اونجا...اما ديگه تو نبودي.....
منتظر شدم ولي نه ...... هيچکي نيومد....
سراغتو از آب هم گرفتم.....اونم واست دلتنگ بود.....
چشاي آب خيس خيس بود....ميگفت ديگه چند روزيه هيچ خبري ازت نيست......
من که ميدونستم ...... ولي هيچي نگفتم......
همونجا روي همون صفه خوابيدم....به آسمون خيره شدم.....
يهو صدات اومد تو خيالم که ميگفتي ::..
اون ستاره رو ميبيني داره بهت چشمک ميزنه ؟....
خنديديم و گفتم : آره......چطور؟
با يه لحن خاصي گفتي : اون منم ؛ دوسش داري؟؟
و بعدش هم يه خنده اي کردي و با چشماي منتظرت منو دنبال ميکردي واسه جوابم...
حالا نوبت من بود که ستارمو نشونت بدم ......
تو هر شب همون يه ستاره رو نشونم ميدادي.......
ولي من هر شب يه ستاره ديگه اي رو واست نشونه ميکردم.....
آره الان دارم به همون ستاره تو نگاه ميکنم.....
ولي ديگه چشمک نميزنه...حالا ساکت و خاموشه....خيلي هم کمرنگ شده...
با خودم گفتم انگار ديگه اون ستاره دوسم نداره....
ولي من يهو خنديدمو گفتم : من هنوز دوست دارم......!
ولي چيو يه ستاره بي چشمک و سرد ؟.....!!؟!!
نه ..... باورم نمي شد.....باورم نميشد ديگه چشمک نميزنه.....
چشماي منم مثل چشماي رودخونه خيس خيس شده بود.....آره گريه ميکردم....
از پشت قطره هاي اشک به ستاره خيره شده بودم......
بنظر ميرسيد که داره چشمک ميزنه.......
دست آب اومدو اشکامو پاک کرد........
ولي...چشمام خيس ترو خيس تر شد....و چشمک هاي ستاره بيشتر و
بيشتر....!!!

و از پايان ...از آنچه عاقبت است....آنچه اقبال است.....
عشق در سه مرحله ميچرخد :
1_آغاز عشق......2_روياي عشق......3_پايان
عشق........
از خود ميپرسيدم آيا اين سه مرحله همه حقيقيست؟
آيا عشق آغاز ميشود يا خود
وجود دارد ؟
و آيا پايان ميپذيرد ؟
يعني آنچه را که همه بزرگ ميدانند به همين راحتي به پايان ميرسد؟
مرحله زيبايست :..... آغاز عشق.....
شايد با يک نگاه 0000 شايد با يک صدا
شايد ديوانه اي و شايد آگاه و
هشيار...!
به هر حال شروع ميشود
بدون آنکه بداني حقيقيست يا نفساني......!!!
آري مرحله زيبايست اما سخت درد آور است..........
مانند تولد که آغاز زندگي آدميست.......اما در همان آغاز سخت مي گريد....
آغاز عشق هم تولديست که آدمي در آن تولد سخت ميگريد......
اما هنوز نميتوان فهميد حقيقيست يا نفساني.......!!!
اما به هر شکل متولد ميشود.......
تا به مرحله رويايي عشق بروي ؛ اندکي صبر و اشک مي طلبد......
و روياي عشق.....اين مرحله را همه از بر دارند
و اين مرحله يست که رقيبان در آن بر هم سبقت ميگيرند....
ولي باز نميتوان فهميد حقيقيست يا نفساني.......!!!
شايد اين مرحله اندکي به طول بينجامد
اما به هر طريقت به مرحله پاياني ميرسد........
مرحله اي که من هيچ اعتقادي به آن ندارم با اينکه با تمام وجود درکش ميکنم
ولي اين مرحله ايست که تعيين ميکند....آري اينجاست که مي فهمي...!!!!
به خود نگاه کن........حقيقي بود ؟ ..........يا مثل...........نفساني ؟؟......
در اين مرحله اشک و غم نيست......شايد متعجب شويد.....
تنها چيزي که باقيست بُهت و سکوتيست که آرام آرام تو را نيز به پايان ميبرد......
در اينجا چيزي فراتر از غم و غصه وجودت را فرا ميگيرد .......
اينجاست که آدمي ميگويد::::.....
اين مرحله دروغ است...من پايان را نميخواهم......
اما
اگر پايان را پذيري .......عشق رفته نفسانيست.......
و بين مرگ و
پايان.....مرگ حقيقيست..!!!!!!!
شايد بگوييد مرگ پايان کامل است.....نه....
مرگ ابديست......آيا غير اين است که عشق دليل مرگت بود.......
آري پذيرش مرگ بخاطر عشقت بود......و مرگي که ابديست....عشق ابديست...
و در روز ازل با عشق حقيقي سر از زمين بر ميداري ......
و باز در آنجا که همه به فکر خويشند.....تو....به دنبال عشق
آنجاست که عشق خود نمايي ميکند.....پس اگر پايان را پذيري نيستي و بس
شايد براي خيلي ها مرحله آغازين عشق روي ندهد
شايد براي خيلي ها مرحله روياي
عشق هم روي ندهد
اما هيچ کس نيست که از پايان در امان باشد.......
مرحله اي که بهت را معني ميکند......در اوج نا باوري......
مرحله اي که هميشه از آن ميترسيدم ....اما..................

___________________يا حق___________________
بابا اي ول به همتون ، دمتون گرم..........
خبر دارين که ؟؟؟؟؟
بابا ما يه چند 10 روزي نبوديم حالا که خير سرمون اومديم و گفتيم که به به و چه چه که الان بروبچ واسمون دلتنگ شدن......
ولي انگار نه انگار.....
بابا يه سراغي...يه احوالي.....يه اوفي(offline)....يه موفي(
نميگيد اين رفيق شفيقتون (من) مُرده ، زندس ...؟؟؟؟
ولي هي.....خوب چيکار ميشه کرد اين روزا آدما به سختي باهم دوست ميشن
ولي....
به راحتي از هم دل ميکنن...
اينجوريا نباشين عزيزا....سعي کنيد به آسوني باهم دوست
خلاصه اين حرفارو..... ولـــــــــلـــــــــــش
آقا جون ما که دلمون واسه همتون يه ذره شده.....واسه همتون......هااااااا
اين روزا انگار تو اين بلاگستان خيلي خبرا بوده
يکي وبلاگ جديد ساخته
بعضيا هم ديگه وبلاگ غمين نمينويسن
يه عده بچه مثبت عند مرام و جرات.......
خلاصه انگاري اين چند روزه خفن بازاري داشتين واسه خودتون....
و اينکه انگار ديگه بروبچ ميلي به نوشتن وبلاگاي غمگين ندارن.......درسته ؟؟؟؟
و اما ، و اما من :::::::::::...............>
اول از اينکه اين آپو بنويسم رفتم يه سري به وبلاگاي بروبچ عزيز که دلم واسشون يه. شده ، زدم......واسه خيلياتون هم کاميدم..........
بعدش هم از اينکه ميبينم جو ما دوباره داره شاد ميشه خوشحالم
ولي شماها خودتون ميدونيد من خودم بيشتر تو کار غم و عشقم با اينکه واسه همه شادي و عاشقي رو ميخوام.......اما با اين حال من ميخوام يه چنتا (3تا) از اين آپاي غمگين بنويسم.......آخه نميدونيد خيلي دلم هـــــوفـــــــــــه!!!
البته بعد از اين 2~3 تا .......دارم واستون......شاد شاد.......حالي ميبريم
منتظر خبراي خوب و خفن باشيد
خلاصه اينو بگم که ما دوباره اومديم ....بد جوري هم اومديم....
هرچند که انگار کسي ديگه ما رو ............
راستي يادم رفت بگم کدوم موزيک رو بزنيد........واسه امروز خودتون يه موزيک باحال انتخاب کنيد ....تا بعد....ميتونيد شماره هاي 57 يا 27 يا 46 و يا 12 رو امتحان کنيد .....!!!!
منتظر باشيد.....تابعد..............
*******************يا حق*******************
