
|
|
امشب دوباره به خدا ثابت کردم که هنوز تو فرشته اي..فرشته من..
امشب با خيال راحت بر تمامي گناهانم گريستم..
امشب دوباره آن همه ادعا و عظمت عشقم را، در فقط ذره اي از عشق تو، چون دانه اي ارزن يافتم..
امشب دوباره يقين يافتم براستي تو معبود بي چون و چراي مني..
امشب سجده بر خدا کردم و رکوع بر تو...!!
امشب تو همه هستي و من هيچ نيست...!
شايد روزي بتوانم گفت امشب چه شد..!!!!
معبود من" براي همه گناهاني که کردم و ميکنم، براي هيچ كاري كه برايت نكردم
حلالم کن.. حلالم کن.. حلالم کن..
پ.ن.۱: عاشقتم. (ساده تر از اينم ميشه گفت؟)
پ.ن.۲: هرگز از خودم نميگذرم و نمي بخشم.
پ.ن.۳: امروز ۲سال و ۲۰۲مين روز.
پ.ن.۴: دوستت دارم . محرم @};-![]()
نيش خندت به اين حرفم را دقيقا حس ميكنم..
با خود ميگويي تو اگر عهد نگهدار بودي امروز فرشته ات در برِ ديگري نبود..
حرفهاي زير زبان و در دل پنهانت را به والله حس ميكنم و ميشنوم..
حتي آن لحظه اي كه دست در دست او از طاق آن در رد ميشدي و براي هميشه به اندرون آن خانه مي رفتيو ديگران هلهله كنان از پشت سرت و من ملتمسانه نگاهت ميكرم، به والله صداي ناله ات را ميشنيدم..
من چه پستم..
اين روزها ميداني كدام جمله ات مشق ذهنم شده است:
"عشق شهامت ميخواد كه تو هيچوقت نداشتي"
"عشق شهامت ميخواد كه تو هيچوقت نداشتي"
"عشق شهامت ميخواد كه تو هيچوقت نداشتي"
...
..
.
راست گفته بودي..حرفت حق بود..
هرگز خود را نخواهم بخشيد..
زليخاي بت پرست اگر 30سال صبر يوسف پيشه كرد اما عاشق بود و شجاع..
من چه كنم..
چند سال صبر تو كشم كه تاوان بي شهامتي خود را بدهم؟..
معبود من، مرا ببخش از اين قصورم و از خداي خويش حداقل در آن دنيا برايم آرزوي خود را بكن..
30سال كه سهل است مرا 300سال زنده نگه دارد و ياد تورا در دلم شعله ور كند و زجر دهد اما وعده تورا در آن دنيا برايم مژده بياورد..
اين شبها كه ميگذرد هر شبش براي من درد است و ننگ..
عاشقي كه شبهايي را نفس ميكشد كه در آن شبها معشوقش .....!!
به والله كه اين چند وقت، هر صباح كه چشم گشودم و سر بلند كردم به خداوندي خدا در همان لحظه صحنه ي دوش بي من خوابيدن تو و با ....... در جلوي چشمانم سياهي ميكند و سرم دوباره بر زمين مي افتد.
اين روزها نه اشكم مي آيد نه نفس ، فقط چون ديوانگان ساكت و سرد به اطراف مينگرم..
راستي مرا ببخش، اينجا كه مي آيم چون، فقط تويي، زبان به درد و دل مي گشايم يادم ميرود هدف چه بود..
امروز تولدت است..
امروز دستان ديگري تولد تورا جشن ميگيرند..
امروز لبهاي ديگري تبريك و بوسه بر لبهاي تو مينشاند..
نميدانم چه كسي ميتواند درك كند اين جملات را يك عاشق بگويد، يعني چه..!!
براي من مهم نيست..
امروز تولد معبود من است..
دنيا براي من شاد است..
هديه تولدت جان من است كه منتظرِ تر شدن لبان توست، كه از كف بر آيد و فداي تو شود..
مهربانم..
عروسك قصه تاريخي من..
فرشته ام..
معبود من..
تولدت مبارك..
من جانم را با اين دعا اينگونه دوست دارم و تا ابد دعايم اين است:
"همه عمرم بيمه تك تك لحظه هاي زندگيت"
پ.ن.۱: يادته ازم خواستي بجز تو به كسي نگم جانم؟ هنوزم جز تو به هيچكي نگفتم و نميگم جونم..تولدت مبارك جونم.
پ.ن.۲: امروز ۲سال و ۱۵۳مين روز. (تولدت مبارك)
پ.ن.۳: دوستت دارم . محرم @};-![]()
27 اسفند ماه تموم شد.
امشب همه چيز تموم شد..
لحظه به لحظه امشب سخت ترين دقايق عمرم بود...
حرکت دستت وقتي از پنجره ماشين بيرون بود زيباترين رقص براي من بود..
امشب، صورتت زيباترين صورتي بود که تو عمرم ديده بودم..
لباست، وقتي از ماشين پياده شدي، سپيدترين لباسي بود که توي دنيا بود..
قدت رشيدتر از همه آدما..
صداي خندت رو نميشنيدم اما لبخندت هنگامي که به اطرافيانت نگاه ميکردي همه زندگيم رو زيرورو ميکرد..
کاش امشب بهم مهلت ميدادن جلوي همه اون آدما در مقابلت سجده ميکردم..
امشب بعد از مدتها مي ديدمت..
نميدونم شايد هرگز ديگه نتونم ببينمت..
نميدونم.. ديگه واقعا هيچي نميدونم...!
معبودم هرگز به تو نگفتم خدانگهدار امشب هم نگفتم و تا ابد نمیگم..
خداکنه زودتر بميرم، انتظارت رو توي اون دنيا کشيدن برام بهتره..
حالا ديگه منم و يه تنهايي و انتظار روز قيامت خدا.
پ.ن.1: غم.! (امشب)
پ.ن.2: شادي.! (امشب)
پ.ن.3: مـــــرگ.! (ديدن امشب تو هرچند برام مرگ بود اما مثل هميشه ديدارت عمر دوباره بهم داد حتي امشب...!)
پ.ن.4: امروز 2سال و 147مين روز.(ساعت 9 تا 12:30 شب. سه شنبه 27 اسفند87)
پ.ن.5: دوستت دارم (اگر اينجا جا بود مثل اون روزا مشق دوستت دارم برات مينوشتم). محرم @};-![]()
شب تو..
شب من..
امشب قرار بود شب "ما" بشود..
اما نشد..
شد:
شب تو..
شب من..
ببين بين دو واژه من و تو چقدر فاصله شد..
2شبانه روز است گريه نکردم..
شايد چون در اين دو روز تو خنداني..
شايد آنقدر شدت غم زياد است که اشک چشمم به مات زدگي چشمم تبديل شده است..
امشب شب سکوت من است..
شب هلهله تمامي فرشتگان..
امشب مرا به عرش و مقام تو راهي نيست..
امشب تو زیبا ترین فرشته عرش خدایی..
امشب شب آغاز زندگي تو، شب آغاز مردگي من..
امشب نیز همچو دیشب خواهم آمد خدا کند چشمانم طاقت ديدن نور خورشيد را داشته باشند....!!
همه تن و جسم و فکر و روحم امشب شده است سکوت..
سخت ترين شب زندگيم..!
شب تو ..
بي من ..!
پ.ن.1: غم.! (غیر قابل توصیف)
پ.ن.2: شادی.! (خدا کند تو باشی)
پ.ن.3: مـــــرگ.! (خدایا این آخرین آرزومه.! تورا به بی بی فاطمه امشب این آرزوم رو بده)
پ.ن.4: امروز ۲سال و 1۴۷مين روز.(ساعت ۶ عصر. سه شنبه ۲۷ اسفند۸۷)
پ.ن.5: دوستت دارم (تا بی نهایتی که در وصف نگنجد). محرم @};-
پ.ن.1:غم.!(دیدن چراغ های امشب غم را چنان به اوج کشاند که اشک هم در چشمم خشکید)ماتِ مات.
پ.ن.2:شادی.!
پ.ن.3:مـــــرگ.!(خدایا مگذار فردا را ببینم، التماست میکنم)
پ.ن.4: امروز ۲سال و 1۴۶مين روز.(ساعت ۹ تا ۱۲ شب. دوشنبه ۲۶ اسفند۸۷)
پ.ن.5: دوستت دارم. محرم @};-
"خوش آمدید"
پ.ن.1:غم.!
پ.ن.2:شادی.!
پ.ن.3:مـــــرگ.!
پ.ن.4: امروز ۲سال و 1۴۶مين روز.(ساعت ۱بعد از ظهر دوشنبه ۲۶ اسفند۸۷)
پ.ن.5: دوستت دارم. محرم @};-
